سالمندی نه درد است ، نه بیماری

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

سالمندی، بخشی از زندگی است که بسیاری از ما در حال سپری کردن آن هستیم ، یا در آینده خواهیم گذراند. سالمندی، بیماری یا درد نیست و می توان از جوانی و میانسالی برای دوره سالمندی برنامه ریزی کرد.
به چه کسانی سالمند می گویند؟

مرز سالمندی شصت و پنج سالگی است ، اما در ایران کسی که بالای ۶۰ سال باشد، سالمند است.

آیا کشور ما کشور سالمندی به شمار می آید؟ آخرین آمارها نشان می دهد، در ایران ۷/۵ تا ۷ درصد جمعیت را سالمندان تشکیل می دهند. در بعضی استان های کشورمان جمعیت سالمندان به ۹ درصد کل جمعیت آن استان هم می رسد. براساس تعریف سازمان ملل متحد، کشوری که بیش از ۷ درصد کل جمعیتش سالمند باشند، کشور سالمندی به حساب می آید. بنابراین زنگ خطر برای ایران زده شده است. در پنج تا ۱۰ سال آینده، جمعیت سالمند کشور ما افزایش می یابد و مساله مهم ما سالمندی خواهد بود.
این جمعیت سالمند چه نیازهایی دارند؟

نیازهای سالمندان در ایران و تمام جهان را می توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد:

۱ – مراقبت های پزشکی و بهداشتی

۲ – نیازهای اجتماعی – اقتصادی مانند بیمه و حقوق بازنشستگی است که بی توجهی به آنها آرامش روحی، روانی و اجتماعی سالمند را به هم می ریزد

۳ – نیازهای روانی

سالمندان بیشتر با چه بیماریهایی دست یه گریبانند؟ بیماری های قلبی و عروقی در بیشتر کشورهای جهان، مقام اول را دارند و پس از آن سالمندان بیشتر با انواع سرطان ها دست و پنجه نرم می کنند. در برخی از کشورها نیز ناتوانی های ناشی از حوادثی مانند زمین خوردن در مقام دوم پس از بیماری های قلبی و عروقی قرار می گیرد.

بیشترین حادثه ای که برای سالمندان اتفاق می افتد، چیست؟ شایع ترین حادثه ای که سالمندان با آن روبه رو هستند، زمین خوردن است. ۱۹ تا ۲۶ درصد سالمندان در طول یک سال دچار نوعی حادثه می شوند. شایع ترین حادثه برای مردان سالمند شهری، حوادث رانندگی و در میان زنان سالمند شهری، زمین خوردن است. سالمندان روستایی هم بیشتر زمین می خودند که بیشتر از زمین خوردگی ها باعث شکستگی استخوان می شود.

خانم بسکابادی – تبیان زنجان

غلبه بر ترس از مرگ در سالمندی

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

غلبه بر ترس از مرگ در سالمندی واحد تندرستی و سلامت تبیان زنجان-

ترس از مرگ یک ترس طبیعی است و در حقیقت اگر کسی از مرگ نترسد، شاید بیشتر غیرطبیعی جلوه کند. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که ترس از مرگ فقط در سالمندان بروز می‌کند، اما با افزایش سن ممکن است این نوع ترس افزایش پیدا کند و در دوران سالمندی و کهنسالی به بیشترین حد ممکن برسد و حتی تا جایی پیش برود که به یک اختلال روانی تبدیل شود.

این ترس با چه علائمی بروز می‌کند؟

از آنجا که درجات ترس از مرگ در سالمندان متفاوت است، بالطبع با علایم متفاوتی هم بروز می‌کند. شاید بهتر باشد موضوع را این طور مطرح کنیم که اصلا چه عواملی باعث ایجاد ترس از مرگ در سالمندان می‌شود.

این ترس تا حد زیادی طبیعی است و جدایی از همسر، فرزندان و اطرافیان، ترس از تنها شدن، باورهای نادرست درباره مرگ، عملکرد فرد در طول زندگی و همچنین نداشتن تجربه شخصی از مرگ و رازهای مربوط به آن از جمله عواملی محسوب می‌شوند که میزان ترس سالمندان از مرگ را رقم می‌زنند.

این ترس با علایمی مثل نگرانی، اضطراب، به زبان آوردن نگرانی‌ها و مشغولیات ذهنی درباره آینده عزیزان و… بروز می‌کند. البته گاهی نیز سالمندان با وجود ترسی که دارند، اما باز ترجیح می‌دهند درباره آن صحبت نکنند، در صورتی که با مطرح کردن موضوع می‌توانند به راحتی ترس‌های بیهوده و پر استرس را به کمترین حد ممکن برسانند.

آیا اطرافیان در کاهش ترس از مرگ در افراد سالمند نقش مهمی ایفا می‌کنند؟

همین طور است، چرا که تحقیقات متعدد نشان می‌دهد داشتن خانواده و خویشاوندانی که به حرف‌های سالمند گوش می‌کنند و با حرف زدن، نگرانی‌‌های او را برطرف می‌کنند، تاثیر زیادی در کاهش این نوع ترس دارد. اما در مقابل خانواده‌هایی که با سالمندان خود کمتر حرف می‌زنند و ارتباط محدودتری دارند، میزان ترس از مرگ را در فرد سالمند افزایش می‌دهند، زیرا او در اکثر مواقع به مرگ فکر می‌کند و یک استرس و اضطراب همیشگی دارد.

آیا ترس از مرگ می‌تواند باعث بروز افسردگی در فرد سالمند شود؟

اگر میزان ترس به حدی برسد که زندگی طبیعی فرد سالمند را تحت تاثیر قرار دهد، می‌تواند به افسردگی سالمند منجر شود که البته با چند علامت بروز می‌کند. به بیان دیگر، عوامل مختلفی در افسردگی سالمندان نقش دارند و ترس از مرگ می‌تواند یکی از آن ها باشد.

البته نباید فراموش کرد دوری از اجتماع و تنها شدن به دلیل مرگ همسر، باعث افزایش زمان‌های بیکاری یک فرد سالمند می‌شود و او زمان بیشتری پیدا می‌کند تا به مقوله مرگ فکر کند و به دلیل خیال‌بافی‌های منفی، به مرور زمان و هر روز بیشتر از دیروز از مرگ بترسد.

اعتقادات دینی و باورهای قلبی به زندگی پس از مرگ تا حد زیادی در کاهش ترس ناشی از مرگ بسیار موثر است

البته افسردگی در افراد مسن می‌تواند علاوه بر ترس از مرگ، با علایمی مثل غم و اندوه و ابراز بی‌قراری و ناراحتی، احساس خستگی و فرسودگی، لذت نبردن از سرگرمی‌های گذشته، صرف نظر کردن از ارتباطات اجتماعی، کاهش اشتها و از دست دادن وزن، وجود اختلالات شدید در زمان خواب، کاهش اعتمادبه‌نفس و خویشتن‌دوستی و حتی مشکلات جسمانی مانند دردهای مفاصل و سردردهای مزمن بروز ‌کند که برای تشخیص و درمان این افسردگی حتما باید از یک روان درمانگر کمک گرفت.

در این بین نوع نگرش افراد به مرگ و جهان پس از مرگ نیز می‌تواند در میزان ترس از مرگ و ابتلا به افسردگی او موثر باشد

ما در حوزه روان، پنج بعد مشخص را برای انسان‌ها در نظر می‌گیریم (بعد جسمی، عاطفی یا احساسی، شناختی، اجتماعی و معنوی) که افراد معمولا در این ابعاد پنجگانه، زندگی و برنامه‌ریزی می‌کنند و هدف‌هایشان نیز بر اساس آن ها مشخص می‌شود.

به عنوان نمونه اگر به بعد جسمی توجه کنید، می‌بینید که در جوامع انسانی، چقدر در مورد بهداشت و سلامت و سبک درست زندگی (از لحاظ جسمی) بحث می‌شود و به طور طبیعی هم، تمام انسان‌ها دنبال یک سبک زندگی سالم هستند. این ملاحظات، علاوه بر اینکه متوجه کیفیت بهتر زندگی افراد است، به احتمال زیاد مرگی راحت و بدون درد ناشی از بیماری‌های سخت را هم برای فرد سالمند رقم می‌زند و همین تفکر مرگ راحت، ترس از آن را کاهش می‌دهد.

در بعد معنوی هم که کاملا مشخص است. اعتقادات دینی و باورهای قلبی به زندگی پس از مرگ تا حد زیادی در کاهش ترس ناشی از مرگ بسیار موثر است.

بنابراین، هر نگرش و باوری که مرگ را سخت و مرموز و ترسناک جلوه دهد، از نظر ما مخرب و منفی است و ترس از مرگ را در سالمندان افزایش می‌دهد، اما در مقابل هر باوری که پذیرش مرگ را همیشه در دورنما داشته باشد و آن را یک قسمت طبیعی از زندگی افراد بداند، از نظر عملی و روان‌شناختی، چه برای نگرش واقع‌گرایانه‌تر نسبت به زندگی و چه برای پذیرش آسان‌تر ترک جهان، به افراد به ویژه سالمندان کمک می‌کند.

توصیه به سالمندان برای این که بتوانند با ترس خود کنار بیایند

مرگ، یک پدیده خاص سالمندان نیست و ممکن است برای هر فردی اتفاق بیفتد. بنابراین فکر کردن بیش از حد به آن نه تنها سودمند نیست، بلکه می‌تواند باعث ایجاد افسردگی شود. در این بین، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و خیریه نیز باعث می‌شود فرد سالمند با پدیده ترس از مرگ، راحت‌تر کنار بیاید و سعی کند آن را تسکین دهد و آن را به شکلی در بیاورد که بتواند به راحتی زندگی کند، نه اینکه زندگی‌اش در سایه ترس از مرگ، تلف شود و از بین برود.

مرگ، یک پدیده خاص سالمندان نیست و ممکن است برای هر فردی اتفاق بیفتد. بنابراین فکر کردن بیش از حد به آن نه تنها سودمند نیست، بلکه می‌تواند باعث ایجاد افسردگی شود

داشتن خویشاوندان دلسوز،‌ ترس از مرگ را افزایش می‌دهد

نتایج یک تحقیق جدید نشان می‌دهد، داشتن تعداد زیادی بستگان و خویشاوندان مهربان و دلسوز، ترس از مرگ را افزایش می‌دهد.

با توجه به این یافته محققان ادعا می‌کنند وجود افرادی در خانه که وظیفه پرستاری از سالمندان را به عهده می‌گیرند، می‌تواند این ترس از مرگ را کاهش دهد.

این گروه تحقیقاتی دیدگاه‌های مربوط به مرگ و مردن را در هزار نفر با متوسط سنی ۶۵ سال به بالا تحت آزمایش قرار دادند که در آن ها جمعیت‌هایی از گونه‌های متنوع قومی، نژادی و از طبقات مختلف اجتماعی، تحصیلی و اقتصادی شرکت داشتند.

محققان از این شرکت کنندگان در پژوهش به طور مستقیم سوال کردند که چقدر از مرگ می‌ترسند، کنترل خود را نسبت به این موضوع تا چه حد از دست می‌دهند و چه میزان از این مطلب رنج می‌برند. برای پاسخ‌های ارائه شده امتیازهایی در نظر گرفته شد. این سالمندان همچنین به پرسشنامه هایی درباره کیفیت زندگیشان پاسخ دادند.

تحقیقات نشان داد، آن دسته از پاسخ دهندگان که اطرافیان حامی و مهربانی داشتند، در سوالات مربوط به ترس از مرگ و مردن و کیفیت زندگی، امتیازهای پایین‌تری را کسب کردند. هرچه کیفیت زندگی این افراد بهتر بود به همان نسبت از میزان ترس آن ها کاسته می‌شد.

این تحقیق نشان داد، بیش از سه چهارم یا معادل ۷۷ درصد از افراد وابسته به خویشاوندان دلسوزدر خانواده، چهار نوع ترس افراطی نسبت به مرگ داشتند. این چهار مورد شامل ترس از شیوه مردن، ترس از عدم توانایی در کنترل مرگ، ترس از خود مرگ و ترس از درد هستند.

محققان می‌گویند؛ هرچه تعداد این خویشاوندان به ویژه برای انجام وظایف و کارهای مورد نیاز بیشتر باشد، ترس بیشتری به این سالمندان غلبه می‌کند.

همچنین فقدان سلامت مطلوب، ابتلای طولانی مدت به بیماری‌ها و دشواری در راه رفتن با افزایش این ترس ارتباط مستقیم دارد.

دکتر فرهاد فراهانی – تبیان زنجان

پنج حسرت بزرگ در انتهای زندگی

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است.

پرستاری در یکی از بیمارستان‌های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته‌های بیماران در آخرین لحظات عمر، عمده‌ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته‌بندی کرده است. به‌گفتۀ وی، متداول‌ترین مورد پشیمانی افراد این بوده که « ای کاش آن‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم. »

این پرستار به نام «برونی ویر» آخرین گفته‌ها، آرزوهای برباد رفته و حسرت‌های این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به‌نام « پنج پشیمانی عمده در لحظه مرگ ».

«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می‌کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به‌طور کلی پیدا می‌کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.

ای کاش شهامت داشتم زندگی خود را به شکلی سپری کنم که حقیقتا دوست داشتم؛ و نه به شیوه‌ای که دیگران از من انتظار داشتند.

این موضوع، یکی از عمده‌ترین موارد پشیمانی در میان اکثر افراد بوده است. وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا می‌رسد، بسیاری از افراد به‌ روشنی درمی‌یابند که بخش عمده‌ای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکرده‌اند. آنها درمی‌یابند که دلیل مرگ آنها تا حد زیادی به تصمیم‌هایی که در طول زندگی گرفته‌اند بستگی داشته است. سلامت شاید بزرگ‌ترین منبع آزادی و آزادی انتخاب است؛ و معمولا افراد تا زمانی که زندگی آنها به خطر نیفتاده قدر این نعمت را نمی‌دانند.

ای کاش این‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم

معمولا بیماران مرد از این نکته شکایت داشتند. آنها دوران کودکی فرزندان و همدمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ولی در مورد نسل قدیم که درصد کمتری از زنان شاغل بوده‌اند این موضوع کمتر در میان بیماران زن رایج بود. تمام مردانی که در بستر مرگ با آنها صحبت شده، از سپری کردن ساعات و روزهای طولانی در محیط کار پشیمان بودند.

ای کاش شهامت بیان احساسات خودم را داشتم

بسیاری از افراد در مقاطع مختلف زندگی و یا در شرایط گوناگون، برای حفظ مناسبات مسالمت‌آمیز با دیگران از بیان صریح احساسات خود طفره می‌روند. به همین خاطر زندگی آنها از آن چیزی که واقعا باید باشد فاصله می‌گیرد و یا آنها هیچگاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و یا توانایی آن را داشته‌اند. بسیاری از افراد تحت تاثیر تلخکامی و یا ناکامی‌های ناشی از مماشات با دیگران و محیط، به بیماری‌های جدی مبتلا می‌شوند.

ای کاش تماسم را با دوستانم حفظ کرده بودم

خیلی از افراد تا لحظات پایانی عمر قدر دوستان خوب و یا ارزش حفظ تماس با دوستان قدیمی را نمی‌دانند؛ و معمولا در فرصت کوتاه قبل از مرگ امکان جست‌وجو و پیدا کردن این دوستان قدیمی فراهم نیست. بسیاری از افراد چنان در زندگی خود غرق می‌شوند که به سادگی تماس با دوستان را فراموش و یا کلا حذف می‌کنند. بسیاری در لحظات پایان عمر خود از این‌که برای دوستی و روابط خود ارزش کافی قائل نبوده‌اند دچار پشیمانی می‌شوند.

ای کاش به خودم اجازه می‌دادم که شاد‌تر باشم

این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است. بسیاری سالیان عمر خود را با تکرار عادات و الگوهای همیشگی زندگی خود طی کرده بودند. بسیاری به‌اصطلاح « آرامش » ناشی از تکرار الگو و عادات همیشگی را بر تغییر ترجیح داده بودند. و این هراس از تغییر، هم جنبه‌های فیزیکی و هم جنبه‌های احساسی و عاطفی زندگی را شامل می‌شود.
تبیان زنجان

فیزیوتراپی در سالمندان

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

برای فیزیوتراپی افراد سالمند چه اهدافی را باید دنبال کنیم این سوالی است که باید برایآن پاسخی دقیق پیدا کرد. اصولاً سه عامل بیماری، ناتوانی و سن، سیستم فیزیولوژی وروانشناسی سالمندان را تغییر داده و سبب دگرگونی اهداف درمان می‌شود. حال نگاهکوتاهی به هر سه عامل می‌اندازیم.

اغلب بیماری‌هایی که در سن‌های بالای ۵۹ بیشتر دیده می‌شود شکستگی ران و سکته مغزی است،هر چند که این مساله در سن‌های پایین تر هم اتفاق می‌افتد، اما آلزایمر در سن‌هایبالای ۵۰ دیده می‌شود. مبنای تکنیک‌های درمانی مشابه هستند اما بسته به هوش سالمند،روش و مقدار درمان در هر بیمار تغییر می‌کند.

دومین عامل، ناتوانی است که بسته به سن فرد سالمند متغیر است. مساله دیگر شرایط فیزیولوژیو روانشناسی ایت این شرایط تغییراتی را بدون دخالت عامل آسیب شناسی بوجود می‌آورند. دانشمندانی که بر مسایل و مشکلات دوره پیری مطالعه می‌کنند لیستی که از تغییراتی کهبا بالا رفتن سن بدون دخالت عامل آسیب شناسی بوجود می‌آید تهیه کرده‌اند. دانستناین تغییرات در درمان فیزیوتراپی مداخله می‌کند و باعث تغییر در اهداف درمانیمی‌شود. حال ببینیم چه عواملی برای یک زندگی طولانی موثرند.

این عوامل شامل باورهای شخصی، برخوردهای اجتماعی، شایستگی‌های فیزیکی و گمان‌ها وتفکراتی است که در مسایل فراتر از خودمان داریم. در درمان‌های فیزیکی چگونگی برخوردبا پارامترهای غیرفیزیکی مانند برخوردهای اجتماعی ایمان در مسایل گوناگون بسیار مهماست و این ارتباط مستقیم با نحوه زندگی شخص و موفقیت آمیز بودن زندگیاودارد.

اولینهدف در درمان فیزیکی، ظاهر کردن توانایی‌های عملی بیمار است که قسمتی از باورهایشخصی اوست خوب است بدانیم ظرفیت‌های فیزیکی هر فرد بستگی به احساس شخصی و رفاه اودارد.

درسن‌های پیری ظرفیت‌های فیزیکی شامل فعالیت‌های روزانه که در ارتباط مستقیم باعادات، نظر و عقیده شخصی است، با در نظر گرفتن تمام احساس‌ها، راحتی و ظرفیت‌هایفیزیکی پذیرفتنی توسط شخص، باید تغییر در برنامه روزانه نگهداری او بوجود آورد تاتوانایی‌های او بالا رود. کار فیزیوتراپیست در ارتباط با سلامتی سالمندان شاملمشاوره و آموزش می‌شود که این کار مستلزم سطح توقعات از تحمل و نرمی هماهنگی وعادات حالتی فرد سالمند است.

اینحقیقت را باید بدانیم که در سن‌های پیری شخص احتیاج بیشتری به روش‌های یادگیری وتکرار دارد تا کار و عملشان پیشرفت و بهبودی پیدا کند و یک فرد سالمند با یک فردجوان که می‌تواند برای بدست آوردن حد بالای تحمل ورزشی از مرحله نخست ظرفیت فیزیکیشروع کند تفاوت دارد.

فیزیوتراپیبرای افراد سالمند تاکید روی حذف شرایط غیرضروری و حمایت و پیشرفت تفریحات فیزیکیدارد که فرد در طول زندگی از آن برخوردار بوده است. فیزیوتراپیست در طول درمان بایداثرپذیری بر شخص سالمند داشته باشد و طبق قانون شخصی که بیمار است با او رفتار کندتا مشکلات عملی در حین درمان بروز نکند.

دراولین برخورد و ارزیابی توسط فیزیوتراپیست باید تاکید شود که هدف از آموزش بالابردن پتانسیل شادی و رسیدن به یک سطح ظرفیت فیزیکی مطلوب در تمام قسمت‌های بدن استو تمام این برنامه‌های ورزشی و حالت مطلوب باید در قالب شادی (فعالیت لذت بخش) کهبه صورت گروهی انجام می‌شود ارایه شود. به عبارت دیگر اگر برنامه دوست داشتنی وشادی بخش نباشد فعالیت فیزیکی سودمند نخواهد بود.

اهدافتمام این آموزش‌ها این است که بیمار این دانش را بیاموزد که حالت مطلوب را در هرسنی می‌شود بدست آورد.

دربرنامه درمانی؛ سالمند اجازه دارد بگوید (از این استفاده کن یا این را حذف کن) اینکار درمان را سودمندتر و مفیدتر می‌کند. برنامه درمانی سالمند با شناخت هر چه بیشتراز سه نکته بهره می‌گیرد:

جمع بندی از تمام موجودی و دارایی که بیمارمشاهده و دریافت کرده شامل تجربیات مثبت زندگی چه چیزهایی یاد گرفته و با خود بههمراه دارد.
مواردیکه از مسئولیت‌ها و موقعیت‌های رایج زندگی دریافت و درک کرده است.

چه چیزهایی بیمار را به هیجان می‌آورد و برایش لذت بخش است. این دانسته‌ها باعث می‌شودتا درمان بالینی انگیزه کافی برای بیمار داشته باشد.
شخصیکه هر روز شنا می‌کند یا کسی که روزهای تعطیل ۶ تا ۱۵ مایل پیاده روی می‌کند، تحمل،نرمی، و هماهنگی و حالت عادتی بهتری دارد تا کسی که یک انتخاب هوشیارانه برای باقیماندن در یک سطح حداقلی برای ظرفیت فیزیکی خود ندارد.

تمام مطالب بالا نکته‌های منطقی از یک برنامه اختصاصی پیشرفت و باقی ماندن در ظرفیتفیزیکی مطلوب و جلوگیری از رشد آن‌ها به سوی پیری است. منتها انسان در ارتباط بازندگی‌اش فعالیت خود را بر اساس علم انجام نمی‌دهد بلکه بر اساس احساسش عمل می‌کند. خوب است هر انتخاب شخصی در حدی است که رفاه و راحتی فردی را تامین می‌کند. عامل مهمو اساسی برای قبول یک برنامه ظرفیت فیزیکی، قبول شخصی یا احساس شخصی و فردی است. درجه توانایی شخصی برای تطابق اثر پذیری و تامین زندگی، احساس داخلی و کفایت آن راتعیین می‌کند.

عوامل طبیعی مقداری از حرکات فیزیکی را از بین می‌برد و درخواست‌های احساسی برتوانایی‌های فیزیکی مطابقت نشان می‌دهد. مقدار زیادی از تغییراتی که در توانایی‌هایعملی فرد بوجود می‌آید مستقیما تحت اثر احتیاج به زندگی همراه با شادی و معنای وجوداست. بنابراین در برنامه درمانی سالمندان و رساندن آن‌ها به یک حالت مطلوب از ظرفیتفیزیکی باید نکات زیر را در نظر گرفت:

با سالمند مانند یک فرد بیماررفتار کرد، به درخواست‌ها و نظرات او در مورد درمان توجه کرد، ظرفیت فیزیکی وتوانایی‌ها و تجربیاتی را که در طول زندگی کسب کرده را در نظر گرفت، مسایلی که برایاو شادی بخش است و در او احساس و انگیزه به وجود می‌آورد در برنامه درمانی قرارداد، برنامه‌های درمانی به صورت گروهی و شادی آور اجرا شود.

منبع: مهرنو

سازگاری با سالمندی

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

سالمندی سرنوشتی است که تمام افراد بشر از هر جنس، نژاد و فرهنگی به آن گرفتار می شوند دورانی که اگر از کیفیت مناسب برخوردار باشد بسیار مطلوب و لذت بخش است.
” در جامعه امروز سالمندان جزء گروه های بزرگ اجتماع به حساب می آیند . با پیشرفت علم افراد مدت طولانی تری زندگی کرده و لاجرم بایستی با تغییرات پیچیده جسمی روحی – روانی و اجتماعی که همراه با فرایند پیری حادث می شود سازگار شوند.
تطابق موفقیت آمیز با سالمندی منوط به توانایی شخص برای ادامه و استمرار روش های مناسب زندگی در طول حیات، حفظ یک شیوه زندگی فعال و یافتن جانشین های مناسب برای فعالیت های دوران میان سالی است.
از جمله تنش های وارده به فرد سالمند مرگ همسر، عزیزان و دوستان نزدیک است مطالعات انجام شده در بعضی کشورها از جمله ژاپن نشان داده افراد سالمندی که اعتقادات مذهبی دارند از سلامت روحی – روانی و جسمی بیشتری بهره مند بوده و نسبت به کسانی که باورهای مذهبی کمتری دارند یا اصولا اعتقادات مذهبی ندارند ، در مقابله با فشارهای روحی- روانی از جمله مرگ عزیزان توانایی آنها بیشتر است.
این افراد سریع تر می توانند به وضعیت روحی – روانی وجسمی پیش از وقوع اضطراب و تنش برگشته و حتی فشار خون آن ها کمتر افزایش پیدا خواهد کرد . در واقع مراسم مذهبی برای آنها مانند یک روش ریلکس کننده عمل کرده سازگاری آنها را افزایش می دهد.
اعمالی از جمله خواندن دعا و نماز خیرات کردن و رفتن به زیارت ….. پاسخ های آرام کننده را در فرد تسریع می کند و از طریق کاهش احساس ترس اضطراب و تعئیل حس تنهایی می تواند برای فرد سالمند بسیار مفید باشد.
اعتقاد به زندگی پس از مرگ بخصوص اعتقاد به اینکه دنیای دیگر می تواند بهتر از زندگی کنونی باشد در فرد احساس آرامش ایجاد می کند. این مطلب که در آینده و در هان دیگر باز هم افراد خواهند توانست عزیزان خود را ببینند اضطراب را در فرد سالمند کاهش می دهد.
از جمله راهکارهای دیگری که برای سازگاری با مرگ عزیزان پیشنهاد می شود کار درمانی است . فراگیری یک حرفه جدید یا اشتغال روزانه می تواند سازگاری فرد را افزایش دهد.
از طرفی فرد سالمند با جایگزین کردن فعالیت های جدید متناسب با سن به جای فعالیت های گذشته می تواند خلاء بازنشستگی را پر کند . اشتغال به کارهایی مثل کشاورزی در باغچه و باغ، نویسندگی، پرداختن به صنایع دستی و کارهای هنری حتی کمک به نگهداری از نوه ها می تواند احساس مفید بودن را در فرد زنده نماید.تغذیه مناسب در دوران سالمندی تاثیر به سزایی در وضعیت روحی – روانی و جسمی فرد دارد.
گفته می شود از طریق تغذیه صحیح می توان افسرگی را کاهش داد . غذا هایی که پروتئین بالا کربوهیدرات پایین و چربی کمتری دارد همچنین خوردن غذا در حجم کمتر و وعده های بیشتر جهت تنظیم قند خون در یک حد مناسب استفاده بیشتر از موادی مثل ماهی در تمام افراد بخصوص سالمندان توصیه می شود” .
(- میر لاشاری. ژیلا – بررسی مسائل سالمندی در ایران و جهان انتشارات کتاب آشنا چاپ  اول(۱۳۸۱)  مقاله سازگاری با سالمندی،۱۳۸۱،ص۳۷۳و۳۷۴)

سالمندان چه نیازهایی دارند؟

نیازهای سالمندان را در ایران و تمام جهان را می‌توان به ۳ گروه اصلی تقسیم کرد. گروه اول نیازهای بهداشتی – درمانی هستند که شامل مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی از سالمندان است. گروه دوم نیازهای اجتماعی – اقتصادی مانند بیمه و حقوق بازنشستگی است که عدم توجه به آنها آرامش روحی، روانی و اجتماعی سالمند را مختل خواهد کرد و گروه سوم نیازهای روانی است. سلامتیران

تکریم سالمندان:

مینو پیامی شبستری، درمقدمه تحقیقی که درباره نحوه استفاده و رضامندی سالمندان فعال از تلویزیون انجام داده به مسئله تکریم سالمندان اشاره کرده است. از نظر وی:
“روز نهم مهر ماه، در هر سال به عنوان روز سالمندی نامگذاری شده است تا گامی در راستای تکریم این پدران و مادران برداشته شود. دوران سالمندی همانند دوران کودکی یا جوانی، یکی از مراحل زندگی است، با این تفاوت که دوران کودکی و جوانی سرشار از انرژی و تلاش است، ولی دوران سالمندی، با تحلیل قوا و کاهش میزان فعالیت های فیزیکی همراه است.
اسلام به سالمندان ارج می نهد و بسیار حرمت قائل است و به رعایت حقوق و احترام آنان سفارش کرده و به بهره گیری از تجارب و افکار پخته آنان تشویق می کند.
خود” بزرگسالی ” و” سن بالا” در فرهنگ دینی ما احترام دارد. این سخن پیامبر خدا( ص) است :”هرکس فضیلت و مقام یک بزرگ را به خاطر سن و سالش بشناسد و اورا مورد احترام قرار دهد، خدای متعال او را از هراس و نگرانی روز قیامت ایمن می دارد.”
این سخن را نیز از حضرت علی (ع) به یاد داشته باشیم که فرمود :
” دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او ، باید احترام کرد.”
رسول خدا (ص) فرمود:” برکت و خیر ماندگار ، همراه بزرگتر های شماست . در سخن دیگر فرمود پیرمرد در میان خانواده اش همچون یک پیامبر در میان امتش است.”
همه پیران یک جور پیر نمی شوند ؛ به طوری که در این مسئله ارزش های اجتماعی مطرح است. در بعضی جاها، سالمندی اوج منزلت است، اما برخی جاها اینگونه نیست. به عنوان مثال شنیده ایم که در بین سرخ پوستان و اسکیموها، وقتی افراد پیر می شوند، قبیله خود را ترک می کنند. روایتی هم هست که در بین عشایر ایران هم چنین رسمی وجود دارد، در بین بویر احمدی ها و بختیاری ها، سالمندانی که نمی توانند قبیله را همراهی کنند، می گذارند و کوچ می کنند”.
(پیامی شبستری. مینو-  پایان نامه کارشناسی ارشد۱۳۸۵ دانشکده صداو سیما (تهران)،۱۳۸۵،ص۱و۲)

حمایت اجتماعی از سالمندان

“مسئله سالمندان در جوامع سنتی و متجدد بعنوان یکی از مهمترین چالش ها ی بهداشت روانی معاصر است.
نظریه پردازان ابعاد مختلف حمایت اجتماعی را به پنج دسته تقسیم کرده اند:
۱- حمایت هیجانی که مهارت در کسب کمک از دیگران به هنگام شدت یافتن فشار روانی را شامل می شود.
۲- حمایت شبکه اجتماعی که موجب کاهش فشار روانی از طریق دسترسی به عضویت در شبکه و کمک به فراموش کردن مشکلات می شود.
۳- حمایت عزت نفس که بدین معناست که دیگران به فرد بقبولانند که قابلیت های ویژه ای دارد.
۴- حمایت وسیله ای که عبارت است از دسترسی به منابع مالی و خدماتی به هنگام مواجهه با رویدادهای فشار زای روانی.
۵- حمایت اطلاعاتی که در بر دارنده ارائه اطلاعات برای درک رویدادهای فشار زای روانی است.
هرچند بطور کلی دسترسی به حمایت اجتماعی حائز اهمیت فراوان است ولی برخورداری از حمایت عزت نفس به مراتب سودمند تر است علی الخصوص اگر منشا این حمایت خارج از خانواده باشد.”

gtoap.com

سالمندان و تنهایی

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

امروزه حدود ۵۸۰ میلیون نفر از جمعیت جهان را افراد سالمند بالای ۶۰ سال تشکیل می دهند که این رقم تا سال ۲۰۰۲ به یک میلیارد خواهد رسید. طبق سرشماری جمهوری اسلامی ایران در سال ۷۵، حدود ۶/۶% کل جمعیت ۶۵ میلیون نفری کشور را سالمندان ۶۰ سال به بالا تشکیل می دهند. مسئله سالمندی، در سال ۱۹۲۲ به عنوان یک شاخه جدید علمی در روان شناسی با اثر معروف هال تحت عنوان «نیمه دوم زندگی» معرفی گردید. از میان مسایل مختلف در میان سالمندان، احساس تنهایی (Loneliness) و انزوای اجتماعی در بین سالمندان، واقعیتی است که در حال حاضر مورد توجه بسیاری از صاحب نظران علوم روانپزشکی و روان شناسی می باشد. احساس تنهایی یکی از مشکلات عصر حاضر است و به عنوان فقدان رابطه اجتماعی و یا رابطه اجتماعی مطلوب تعریف می شود. انزوای اجتماعی حالتی است که در آن فرد یا گروه تمایل یا نیاز به برقراری ارتباط با سایرین را دارد، ولی قادر به برقراری این ارتباط نیست. در حالی که احساس تنهایی، حالتی است ناخواسته و نامطلوب که در هنگام فقدان ارتباطات معنی دار رخ می دهد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که ۷۵/۴۳ درصد سالمندان ساکن در سراهای سالمندان احساس تنهایی می کنند. سالمندانی که دارای ۵ فرزند یا بیشتر بوده اند و در خانواده زندگی می کردند، احساس تنهایی زیاد داشته اند یعنی با ازدیاد تعداد فرزندان، احساس تنهایی سالمند نیز افزایش می یابد. مروری بر ادبیات تنهایی سالمندان نشان می دهد که منشأ بسیاری از حالت های نامتعادل روانی از قبیل افسردگی، خودکشی، یأس شدید، احساس تنهایی است.

مقابله با حس تنهایی درسالمندان برای مقابله با حس تنهایی در سالمندان باید از شیوه های مشاوره شناختی با فرد، آموزش جامعه به منظور تغییر نگرش نسبت به کهولت و دارودرمانی استفاده کرد. سالمندان منبعی از تجارب و خاطرات تلخ و شیرین گذشته هستند که نباید بلااستفاده باقی بمانند. رویکرد داستان گویی (Telling story) و نقل تجارب و خاطرات گذشته توسط سالمندان، علاوه بر اینکه نسل حاضر را در جریان وقایع موثق گذشته قرار می دهد، موجب می شود سالمندان در جامعه نقش شایسته و به حقی برای خود به دست آورند. نیاز به سخن گفتن و مستمع داشتن در انسان بسیار نیرومند است، زیرا بخش عمده حمایتهای روانی انسان از طریق تعاملات کلامی با دیگران تأمین می شود. علی رغم سودمندی تعامل کلامی برای سالمندان، آنها به دلیل مشکلاتی در زمینه محاوره کلامی، آلزایمر (کندی در سخن گفتن و فراموشی) مستمعان خود را از دست می دهند و جامعه کمتر با آنها به گفت و شنود می پردازد. آموزش جامعه در نحوه تکلم با سالمندان و صبر و حوصله گوینده می تواند به میزان قابل ملاحظه ای سطح تشویش ذهنی سالمندان را در تعاملات اجتماعی شان کاهش دهد.

متأسفانه اکنون روش غالب و نامناسب محاوره با سالمندان به صورت غیرکلامی، اشاره سر و دست و جملات کوتاه و مقطع می باشد که میزان طرد شدگی سالمندان از جامعه را به خوبی نشان می دهد. باز بد نیست بدانید که تحقیقات متعدد ثابت کرده که وجود حداقل یک نفر از سالمندان خانواده در کنار دیگر اعضاء توانسته است به میزان قابل توجهی به برقراری فضای خانوادگی سالم کمک کند و حتی برای فرزندان خردسال مایه علاقه مندی و دلگرمی باشد. از طرفی دیگر ما در مکتب انسان سازی چون اسلام پرورش می یابیم که می فرماید: اطاعت پدر و مادر اطاعت خداست، نافرمانی پدر و مادر نافرمانی خداست و در جایی دیگر می فرماید: هر که پدر و مادر خویش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و هرکس پدر و مادر خویش را خشمگین کند، خدای را ناخشنود کرده است. و اما زندگی در کنار سالمندان هم نیاز به ویژگیهای اخلاقی خاصی دارد. عوامل مؤثر در سازگاری سالمندان ۱- آمادگی برای سالخوردگی ۲- تصورات ثابت قبل از سالخوردگی ۳- پذیرش سالخوردگی ۴- سلامت جسمانی ۵- ارتباطات اجتماعی ۶- سرگرمی ۷- مسایل اجتماعی فرهنگی ۸- اطرافیان. برخورد نزدیکان و اطرافیان سالمندان * اگر تصور شود که پیران دارای تجربه و مهارت هستند و پستی و بلندی و نشاط و ناهنجاری روزگار را مشاهده کرده اند و الگوی مناسبی برای نسل جوان محسوب می شوند، باید مورد توجه و تکریم آنان قرار گیرند. *

سالمندان قفس طلایی را دوست ندارند، اگر تجارب گذشته آنان در دهلیزهای گذشته عمر به حساب نیاید، از محبت های آلوده به ترحم، حالت انزوا یافته به گوشه عزلت و افسردگی می خزند. * تغذیه آنان باید مورد توجه قرار گیرد تا عوارض تغییرات آتروفیک و کوچک شدن اندام که عدم تعادل متابولیستی را پی آمد خواهد داشت، عارضشان نگردد. وظایف اجتماع ۱- بازنشستگانی که زیر پوشش سازمان بازنشستگی کشوری و لشکری و تأمین اجتماعی، کسورات بازنشستگی داشته اند، مورد رعایت قرار گیرند. ذخیره اندک کسورات آنان از بدو استخدام در مؤسسه ای واریز گشته و در ایام کهولت یا سنین بازنشستگی ضمن رعایت گردش پول و سوددهی آن، دریافتی کلیه بازنشستگان اعم از کشوری، تأمین اجتماعی و غیره از طرف این مؤسسه باشد و اندک پس انداز آنان نیز در همین محل ذخیره شود تا به صورت وامهای مشارکتی یا مضاربه ای یاور سالمند در طول حیات او باشد. ۲- سالمندان روستایی شهرستانی که در حرف گوناگون، جوانی خود را پشت سر گذاشته و اکنون سربار فرزندان یا مؤسسات خیریه بدون پشتیبان اطمینان بخش، باقیمانده عمر را دقیقه شماری می کنند، باید زیرپوشش دولت و بیمه حقیقی قرار گرفته و اجتماع از تجربیات حرفه ای آنان مستفیذ شود. عوامل تنش زای بالقوه در سالمندان تغییرات خانوادگی: واحد خانواده منبع اصلی ایجاد حس رضایت برای بیشتر افراد پیر است.

بسیاری از سالمندان بیشترین میزان تماس را با اعضای خانواده خود دارند. اعضای خانواده می توانند با حمایت کافی از فرد سالمند در مقابل تغییرات ناشی از پیری، نقش کلیدی داشته باشند. تغییرات ظاهری: مشاهده از دست رفتن علائم جوانی در آینده، ناتوانی در مطالعه بدون استفاده از عینک و دردهای مبهم و آشکاری که گاه و بیگاه ایجاد شده و تدریجاً ثبات بیشتری پیدا می کنند، معمولاً اولین نشانه های پیری هستند که فرد تدریجاً با آنها تطابق می یابد. بیماری و ناتوانی: خیلی از افراد از پذیرش پیری وحشت دارند، چرا که به کرات مشاهده کرده اند بروز بیماریهای مزمن در دوران سالمندی بیشتر است و به همین دلیل پیر شدن را مترادف با ناتوانی و بیماری می انگارند. کاهش عملکردها: تغییر حالت و رنگ موها، کاهش انعطاف پذیری انگشتان، کوچکتر شدن جثه و کاهش توانایی حرکت و جست و خیز، هر یک به نوعی بر تصور جسمانی فرد تأثیر می گذارد. بازنشستگی: برای بسیاری از افراد بازنشستگی اولین اثر و نشانه پیری است.در درمان اشتغال برای انجام تغییراتی در شرایط کاری، فرد تحت آموزش قرار می گیرد و آمادگیهایی به او داده می شود اما برای بازنشستگی که یک تغییر عمده و اساسی در برنامه کاری و روز زندگی است، هیچ آموزشی به فرد داده نمی شود جدایی از کار می تواند یک احساس شدید و پوچی را در زندگی شخص ایجاد کند. افراد باید تشویق شوند که علایق دیگری، جز کار حرفه ای خود را پیدا کنند. بازنشستگی را می توان با آموزش چگونگی استفاده و کسب لذت از اوقات فراغت، در طول زمان اشتغال تسهیل نمود.
gtoap.com

تغییرات بدنی وذهنی در سالمندان

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

• پوست : بافت پوست سالمندان تغییرات زیادی دارد، بدین معنی که پوست انعطاف پذیر و نرمی سابق را ندارد، چروکیده و بی‌رنگ است و موی بعضی قسمت‌ها (مانند سر) سفید شده و ریخته است.

• قلب و گردش خون : این تغییرات بدین شکل است که خون به همه جای بدن نمی‌رسد و مویرگهای برخی اندام‌ها خون کمی دریافت می‌کنند. این بدلیل افت کارکرد قلب و عروق است که باعث افت فشار خون می‌شود.

• عملکرد جنسی: در مسائل مربوط به عملکرد جنس اگر چه با یائسگی در زنان از حدود ۵۰ سالگی به بعد روبرو هستیم ، اما فعالیت غدد جنسی در این دوران در مردان ادامه دارد. مردان قدرت باروری خود را حفظ می‌کنند، از طرف دیگر امکان افزایش میل جنسی در زنان به علت از بین رفتن ترس حاملگی وجود دارد.

• دستگاه گوارش : اعضا گوارش سالمندان بعد از چندین دهه فعالیت دیگر قدرت لازم را برای هضم برخی غذاها (نظیر غذای پرچرب و سخت) را ندارد. احتمال سوء تغذیه در این دوران زیاد است. بنابراین تدوین یک برنامه غذایی که شامل همه موارد ضروری بدن باشد، ضروری است.

• دستگاه عصبی : بعد از حدود ۲۵ سالگی هر روز از تعداد سلولهای عصبی مغز مقداری کم می‌شود و با افزایش سن ، تعداد مرگ این سلولها بیشتر می‌شود. مغز یک سالمند در این مدت آنقدر سلول عصبی از دست داده که دیگر نمی‌تواند عملکردهای سابق خود را با همان سرعت و کیفیت داشته باشد. اما این بدان معنی نیست که همه سالمندان دچار اختلالات شدید در فعالیت ذهنی (نظیر اختلال آلزایمر) خواهند شد.

تغییرات ذهنی و هوشی

عملکرد عالی مغز :
به میزانی که سلول عصبی از ساختار مغز خارج می‌شود. تغییراتی در عملکردهای عالی مغز (تفکر ، استدلال ، حل مسئله و حافظه) رخ می‌دهد. در افراد سالمند با افت حافظه اسامی ، چهره‌ها و تاریخ ، فراموش می‌شوند. اما توانایی‌های کلامی ممکن است تا حدودی ثابت باقی بمانند. بدین معنی که اگر چه سالمند مانند گذشته نمی‌تواند روان و سیال صحبت کند و در میان کلامش مکث‌هایی جهت پیدا کردن کلمات دارد ولی باز هم می‌تواند مطلب و منظور خود را به دیگران القا کند. حتی سالمندانی توانایی‌های ذهنی خود را در کارهای ذهنی نظیر خواندن ، نوشتن ، محاسبه کردن و یا تفریحات فکری مانند شطرنج بکار گیرد، احتمال افت عملکردهای ذهنی کمتر است.

اختلال آلزایمر یک مشکل مهم در سالمندی

نوعی اختلال است که با ویژگی‌های کاهش شدید قدرت حافظه و تخریب شدید توانایی‌های شناختی مشخص می‌شود. شخص روز به روز بیشتر اشخاص ، چهره‌ها و اسامی را فراموش می‌کند. در کنار این ویژگی‌ها فرد زود رنج و زود عصبانی می‌شود. بیماری پیش رونده و تباه کننده عملکردها در فرد و ناراحت کننده برای اطرافیان است. در مراحل آخر بیماری فرد همچون نوزادی به مراقبت‌های دقیق نیاز دارد.
بررسی پرونده‌های بیماران و برآوردها نشان می‌دهد که ده درصد افراد بالای ۶۵ سال و بین ۲۰ تا ۲۵ درصد افراد بالای ۸۵ سال دچار بیماری آلزایمر هستند. علت بیماری با وجود انواعی از تحقیقات ناشناخته است ولی بعضی از علل احتمالی عبارتند از عامل عفونی یا ویروس ، تجمع مواد سمی ، آمادگی ارثی ، همانند علت آلزایمر ، درمان شفابخشی نیز یافت شده است و داروهای موجود فقط روند تخریب را کندتر می‌کند.

تغییرات روانی شخصیتی

• سالمند یکپارچه : این سالمندان با ویژگی‌های انعطاف پذیری ، آرام بودن و پختگی در روابط مشخص می‌شوند. آنها سالمندانی فعال هستند که زندگی منسجمی دارند.
• سالمند ضد ضربه : برای این سالمندان با تسلط بر موقعیت‌ها (کنترل رویدادها) و موفقیت زیاد ، اهمیت بسزایی دارد. این سالمندان مبارزه جو و جاه طلب هستند.
• سالمند منفعل وابسته : فعالیت این سالمندان کمتر است و در مقابل رویدادها و اشخاص تسلیم می‌شوند. این سالمندان زمانی می‌توانند خوب کار کنند که به یکی از دو نفر تکیه داشته باشند.
• سالمند متلاشی : این سالمندان از نظر عملکرد ذهنی و تفکر دچار ضعف و زوال هستند. فعالیت و رضایت آنها از سالمند بودن بشدت پایین است.

تغییرات اجتماعی

۱ – تاثیر خانواده در روابط سالمندان

تقریبا اکثر سالمندان فرزندانی در قید حیات دارند و تعداد زیادی از آنها با فرزندان خود زندگی می کنند یا زود به زود آنها را می بینند با این حال در روابط بین سالمندان و فرزندانشان مشکلات حادی نیز بوجود می‌آید، مسائلی از قبیل محل سکونت (زندگی مشترک ، خانه مستقل یا خانه سالمندان) استقلال یا عدم آن در زندگی شخصی بر روابط بین آنها تاثیرات عمیقی می‌گذارد. در عین حال این مسائل از اعتقادات مذهبی و اخلاقی و فرهنگ جامعه نیز متاثر می‌شود.

۲ – نقش دوستان سالمندان در شادابی

گاهی بودن با دوستان برای سالمند مهمتر و لذت بخش‌تر از روابط با فرزندان است چرا که سالمندان با دوستان هم سن راحت‌تر از فرزندان خود هستند. و بنابراین قرار ملاقات‌های متعددی را ترتیب می‌دهند. سالمندان با هم درباره خاطرات گذشته و دور خود صحبت می‌کنند. این کار پیوندهای عمیقی را بین آنها بوجود می‌آورد.

۳ – تاثیرتغییرات شغلی در زندگی سالمندان

امروزه در جوامع صنعتی و شهری سالمندانی مترادف با بازنشستگی است، در حالی که در روستاها و شهرهای کوچک آنها اکثرا تا آخرین روزهای زندگی فعالیت شغلی دارند. بین از دست دادن شغل (بازنشستگی) و احساس رضایت از خود (مفید بودن) رابطه متقابل وجود دارد و این یکی از پیامدهای منفی سالمندی است. با این حال اگر سالمند در گذشته از درآمد خوبی برخوردار بوده و در حال حاضر دارای سلامت جسمی باشد و برای دوران بازنشستگی برنامه ریزی کرده باشد، این اتفاق پیامدی منفی برایشان نخواهد بود.

بهداشت روانی سالمندان

بهداشت روانی در درون مفهوم کلی «بهداشت» قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای انجام نقش‌های روانی ، اجتماعی و جسمی ، بهداشت به معنی نبود بیماری نیست، بلکه بیشتر شناسایی و پیشگیری از بیماری‌ها و مشکلات در ارتباط است. تامین بهداشت روانی سالمندان تاثیر مهمی بر بهداشت فرد و جامعه می‌گذارد و عوامل چندی در این ارتباط دخیل هستند.

۱ – تفاوت سالمندان غرق شده درزندگی گذشته با دیگر سالمندان
سالمندی که احساس می‌کند زندگی گذشته خود را به هدر نداده است با سالمندی که رضایت چندانی نسبت به گذشته ندارد، تفاوت بسیاری دارد. سالمند راضی در خود احساس کمال می‌کند و روزهای آخر زندگی را با خوش بینی و شور و شوق سپری می‌کند. در مقابل سالمند ناراضی از گذشته خود مضطرب و افسرده خواهد بود.

۲ -توانایی سازگاری با تغییرات در سالمندان
تغییرات دوران سالمندی تاثیرات عمیقی بر زندگی و بهداشت روانی او دارد. اگر شخصیت فرد انعطاف پذیر باشد توانایی سازگاری با این تغییرات بیشتر خواهدبود. در این میان اگر سالمند این تغییرات را در جهت منفی ادراک کند میزان انعطاف پذیری و سازگاری پایین خواهد آمد.

۳- نقش جامعه و دولت در حمایت از سالمندان
نگرش و دیدگاه اجتماع نسبت به سالمندان بر بهداشت روانی سالمندان تاثیر گذار است. اینکه جامعه سالمند را به چشم «چرخ پنجم گاری» ببیند یا به چشم فردی مجرب و عاقل موضوع مهمی است. میزان حمایت‌های مالی و درمانی دولت (حقوق بازنشستگی و بیمه خدمات درمانی) عامل موثر دیگر در میزان بهداشت روانی سالمندان است.
gtoap.com

ورزش و سالمندی

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

سالمندی دورانی است که فعالیت های جسمانی، روانی فرد کاهش پیدا می کند و ابتلا بهبیماری های جسمی و ذهنی ممکن است منجر به احساس افسردگی در فرد شود. عواملآسیب پذیری چون ابتلا به بیماری های جسمی و مزمن، کاهش قدرت و تواناییبدن، بازنشستگی ، دوری از فامیل و دوستان ،مرگ اطرافیان ، بیماری و مرگدوستان موجب می گردد فرد بیش از پیش احساس ناامیدی، افسردگی و بیهودگی کند.

در این مورد نگرش افراد جامعه اطرافیان و فرزندان سالمند بسیار مهماست توجه افراد جامعه به سالمندان می تواند تاثیر مثبتی در پیشگیری ازعوامل آسیب پذیر داشته باشد. عوامل جسمانی متعدی که منجر به پیر شدنمیگردند شامل تغذیه نادرست، بهداشت پایین ،کمبود ویتامین ها، کم آبی بدن،کم کاری غدد تیروئید، بیماری های حاد مغزی، تصلب شرابین، آرتروز سرطان و.. می باشند. یکی از مهم ترین و ساده ترین روشهای جلوگیری از پیر شدن توجهبه جسم است.

عدم توجه و رسیدگی به جسم منجر به پیری زودرس می شودافرادی که تحرک کمتری دارند در معرض خطر ابتلا به بیماری هایی مانند: افسردگی، بیماری و مرگ زودرس قرار می گیرند.

یکی از روش های ساده از پیری جلوگیری می کند ،ورزش است. بدون فعالیت و کار انرژی خیلی زود تحلیل می رود.

افرادی که تحرک کمتری نسبت به افراد پر تحرک دارند در خطر ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار می گیرند ورزش کردن برای تمام افراد و هر گروه سنی مفیداست.

در گذشته فیزیولوژیست ها معقتد بودند که فقط تمرینات ورزشی درزمان جوانی به استقامت دوران پیری کمک می کند در حالی که تحقیقات اخیرنشان می دهد که ورزش برای هر فردی در هر سنی مفید است و یکی از خواص ورزشو فعال بودن جلوگیری از پیری است.

از فواید مهم ورزش رابطه آن با سالمنگه داشتن عضلات است ورزش و تمرینات جسمانی موجب افزایش حجم عضلات شده واین امر به نوبه خود باعث می شود فیزیولوژی بدن قوی تر عمل کند . با توجهبه وزن سن و سلامتی جسمانی سه هفته پیاده روی موجب کاهش کلسترول خون میشود تمرینات ورزشی که در دوران جوانی شروع می شود مانع از پوکی استخوان درسنین بعدی می گردد و استخوان ها تحمل بیشتری برای وزن بدن پیدا می کنند،در نهایت ورزش موجب افزایش حجم عضلات و توان و قدرت فرد، افزایش در میزانمتابولیسم ،تحمل قند خون ،کاهش کلسترول، تنظیم حرارت بدن و تراکم استخوانمی گردد.
gtoap.com

مشکلات دوران سالمندی

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

براثر تحلیل رفتن قوای جسمانی و ذهنی سالخوردگان تنوع و کثرت مسایل درسالخودرگی امری کاملا طبیعی به نظر می رسد. از این رو شاید هیچ دوره ای اززندگی مانند سالخوردگی پر مساله و نگران کننده نباشد . به همین دلیلسالخوردگان برای سالم زیستن به سازگاری فراوانی نیاز دارند

حال برخی از مسایل این دوره اشاره می کنیم تا شاید راهنمایی باشد برای کسانی که با افراد مسن زندگی می کنند یا سرو کار دارند

– مشکلات روحی به ویژه دیداری و شنیداری

– مشکلات حرکتی معمولا درد مفاصل، موجب عدم تحرک و خانه نشینین سالخوردگان می شود

– کاهش نیرو به علت تغییرات فیزیولوژیکی بدن

– بی خوابی

– فراموشی به علت تغییرات فیزیولوژیکی مغز به خصوص در حافظه کوتاه مدت

– کمبود در آمد به علت از کار افتادگی و نداشتن شغل تمام وقت

– بازنشتگی اوقات خالی و بدون برنامه ای که ره آورد دوران بازنشتگی استاحتمالا از عزت نفس و ارزش که فرد برای خود قایل است می کاهد.

– تنهایی سالخوردگان معمولا احساس تنهایی می کند زیرا که فرزندانشان معمولاازدواج کرده و آنان را ترک کرده اند هم چنین مرگ همسر نیز به شدت می تواندبراحساس تنهایی آنها بیفزاید بعلاوه به علت ناتوانی حرکتی نمی توانند ازخانه خارج شوند و با دیگران در ارتباط باشند

– عدم توانایی تولید مثل به ویژه در زنان به علت یائسگی

– استقلال فرزندان استقلال خواهی فرزندان موجب می شود که پدران و مادرانسالخوده تنها بمانند در این احساس در آنان به وجود می آید که دیگرمسئولیتی ندارند و مثمر ثرم نیستند.

– کاهش سطح انگیزش برخی ازافراد مسن تصور می کند که چون به تدریج به مرگ نزدیک می شوند دیگر علتیبرای کار و فعالیت و لذت بردن از زندگی وجود ندارد.

– تغییر محلسکونت به طور اجباری پس از فوت همسر ممکن است فرزندان تصور کنند که راحتیو آرامش والد آنها در این است که در مکانی کوچکتر و یا نزدیک محل سکونتآنها زندگی کند به این ترتیب پدر یا مادر خانه ای را که یک عمر در آنزیسته اند و برایشان خاطره انگیز است به ناچار باید ترک کنند ؟

– از دست دادن عزیزان مثل بستگان نزدیک به ویژه همسر، فرزند، دوستان

– افزایش وابستگی به دیگران معمولا زمانی فرا می رسد که پدر و مادر بهفرزندان خود وابستگی شدید پیدا می کنند. اولا ممکن است بر اثر بیکاری وفقدان درآمد هزینه های دارویی پیش بینی نشده و .. فرد به کسانی وابستگیپیدا کند که قبلا به او وابسته بوده اند ثانیا شخص سالخورده به دلیلمشکلات جسمانی،روانی و بیماری امکان دارد نتواند بسیاری از کارهای خود راانجام دهد. از این رو به دیگران نیاز دارد تا از لحاظ تغذیه، نظافت ومراقبت های پزشکی او را یاری دهند.

– نگرش منفی نسبت به سالخوردگانعده ای از سالخوردگان پیری را زمان فراغت و انجام کارهای نا اتمام میدانند، ولی برخی از آنان که به حیات نگرش منفی دارند به این دوره به عنوانپایان راه می نگرند به خصوص اگر شاهد مرگ دوستان همسن و سال ، همسایگان وهسمر باشند مرگ را به خود نزدیک احساس می کنند.

بی خوابی در سالمندان

بهداشت روانی انسان بیش از هر چیز در گرو نحوه تامین نیازهای اساسی اوست و خواب به عنوان یکی از حیاتی ترین نیاز جسمی، ذهنی و عاطفی انسان از ابعاد ودیدگاه های مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خواب راحت از نشانه هایسلامت جسم و آسایش روان است.

امروزه تعداد کسانی که به علت های مختلفنمی توانند اغلب شبها خواب راحتی داشته باشند بسیار قابل ملاحظه اند بررسیها نشان می دهند که مشکلات بی خوابی با افزایش سن افزایش می یابد.( منبعمجموعه مقالات سالمندی صفحه ۸۳)

در ضمن الگوی بی خوابی با تغییر سنتغییر می یابد . فرضا سالمندان اغلب از بیداری های طویل و مکرر در طول شبو یا سحرخیزی شکایت دارند. بسیاری از سالمندان از تغییرات طبیعی خواب درگروه سنی خود مخصوصا عدم توانایی کافی در رسیدن به یک دوره طولانی خوابمداوم آگاه نیستند. با افزایش سن خواب سبک تر و نامنظم تر می شود اگر یکسالمند از تغییرات طول مدت و کیفیت خواب آگاه نبوده و به روال هر شب بهبستر می رود

احتمالا ساعت ۴تا۵ صبح بیدار خواهد شد .بسیاری از پژوهشگرانخواب فکر میکنند که تنها عامل مهم در بهبود افراد سالمند تنظیم ریتم شبانهروزی آنهاست.

بهترین طریق رعایت برنامه خواب و بیداری بلند شدن ازخواب در زمان یکسان بدون توجه به وقت یا مقدار خواب شب پیشین است.سالمندان غالبا صبح ها در بستر می ماننند زیرا برای برخاستن از بستر هااجباری ندارند باید آنها را تشویق کرد تا برنامه ای جهت مصرف غذا ،ملاقاتدوستان ،قرار ملاقات ها قدم زدن و هر فعالیت احتمالی دیگر داشته باشند پایبند به این برنامه نه تنها ریتم خواب را تنظیم می کند بلکه یک زندگی پرتحرک و فعال را برای آنان فراهم می آورد که خواب را هم بهبود می بخشد.

درضمن در سنین سالمندی کارایی مکانیسم های تنظیم کننده حرارت بدن کمتر میشود، به طوری که احساس سرما در بستر می تواند با خواب تداخل پیدا کند. مشکلات مربوط به برگشت غذا از معده به مری ممکن است مستلزم اجتناب از طرفغذا در شب و تنظیم تشک برای بالا نگه داشتن سر در موقع خواب باشد. نیاز بهدفع ادرار مکرر در سالمندان مبتلا به فشار خون بالا علت اغلب بیدار شدنهایمکرر است. این مشکل را می توان با کم کردن مصرف مایعات در هنگام شب کاهشداد.

علاوه بر توصیه های بهداشتی که برای پیشگیری از بی خوابیسالمندان مطرح شد ،طرح ها و اندیشه ها ی درمانی دیگری ارائه شده. به عنوانمثال طرفداران بر انگیختگی جسمانی معتقدند که افراد کم خواب برانگیختگیفیزیولوژیکی و تنش ماهیچه ای زیادی دارند که با خواب در تعارض است. اینطرفداران عقیده دارند که استحمام با آب گرم ،گوش دادن به موسیقی یا صدایامواج و قدم زدن راههای پیشنهادی برای کاهش بی خوابی می دانند.

چرا افراد سالخورده اطمینان خود را نسبت به اطرافیان از دست می دهند ؟

برایجواب دادن به این سوال که چرا افراد سالخورده معمولا اطمینان خود را نسبتبه اطرافیان از دست می دهند و یا نسبت به همه بدبین می شوند ابتدا بایدتوضیح مختصری درباره افت بینایی، شنوایی و چشایی در افراد مسن داده شود.

اختلالا ت بینایی

مهمترین اختلالات بینایی عبارتند از: نزدیک بینی، دور بینی و پیر چشمی یاتقلیل قابلیت تغییر پذیری عدسی چشم که به تناسب ازدیاد سن بیشتر شده درنتیجه قدرت تطابق چشم را کاهش می دهد . اختلالاتی که تحت عنوانآستیگماتیسم از آنها نام برده می شود همه از بی نظمی هایی است که در انحناقرینه یا عدسی چشم به وجود می آید و اغلب با نزدیک بینی همراه است. درحالت آستیگمات تصاویر اشیا کم و بیش تغییر شکل پیدا می کند و بطور نامساعدتشخیص داده می شود. افراد آستیگمات اگر به یک ساعت دیواری نگاه کنند بعضیاز اعداد آن را پررنگ و بعضی دیگر را کمرنگ می بینند.

خوشبختانهامروزه بسیاری از اختلالات بینایی به کمک عینک برطرف می شود. استفاده ازعینک نیاز به یک دوره سازگاری دارد بدین ترتیب که فرد باید خود را با آنسازگار کند ، در غیراین صورت آسیبهای مهمتری را خواهد دید. البته امروزهاستفاده از عینک عمومیت پیدا کرده و کسی آن را عیب نمی داند. سازگاری بااستفاده از عینک مخصوصا در سنین بالا اهمیت پیدا می کند زیرا در این سنینانسان بالا جبار باید از دو عینک استفاده کند یکی برای نزدیک و یکی برایدور.

اگر افرادی که به اختلالات بینایی مبتلا هستند نخواهند آنها رابه کمک عینک بر طرف کنند از خواندن روزنامه، کتاب و استفاده از تلویزیونمحروم خواهند شد و در نتیجه روز به روز تماس خود را با دنیای خارج محدودخواهند کرد. این محدودیت به احتمال زیاد اختلالات رفتاری به دنبال خواهدداشت.

افت شنوایی

افتشنوایی یعنی کاهش توانایی در شنیدن اصوات آزمایشها نشان میدهد که افتشنوایی با افزایش سن رابطه دارد .خوشبختانه این افت کامل نیست بدین معناکه افت شنوایی برای بعضی از فرکانس ها حاصل می شود.

هر اندازه سنانسان بالاتر رود به همان اندازه اصوات بم را بهتر می شنود و در مقابلتوانایی شنیدن اصوات زیر را از دست میدهد. وقتی توانایی اخذ اصوات زیرآسیب می بیند درک کلام نیز با دشواری روبرو می شود. زیرا حروف بی صدا مثلاب، پ ،ت ،ث، ج، به علت فرکانس بالایی که دارند خوب شنیده نمی شوند و انسانخیال می کند که اطرافیان زمزمه می کنند

عدم توانایی درک کامل کلماتموجب می شود که فرد اطمینان خود را نسبت به اطرافیان خود از دست بدهد.

یعنی گفت های آنها را درست نشنود و آنها را متهم کند که از او حرف می زنندحال اگر این حالت زیاد طول بکشد و فرد نخواهد به کمک سمعک شنوایی خود رااصلاح کند تمایلات خود بزرگ بینی پیدا می کند یعنی نسبت به همه بدبینمیشود و خیال می کند همه در پی آزار او هستند و می خواهند او را از بینببرند.

پس:

در مواقع افت شنوایی حتما باید از سمعک استفاده کرد تا از بروز اختلالات روانی احتمالی جلوگیری شود.

دگرگونی حس بویایی و شنوایی

حسچشایی با بویایی رابطه بسیار نزدیکی دارد و با افزایش سن دگرگون می شوند. بدین ترتیب که افراد مسن بو و مزه غذا را خوب تشخیص نمی دهند و در نتیجهشکوه و شکایت آغاز می کنند و دایما بهانه می گیرند.

می دانید که برایمعطر شدن غذا از ادویه استفاده می کنند غافل از این که در سنین بالا تحملدر مقابل غذاهای تند کم می شود . یعنی افراد مسن به خوردن غذاهای که ادویهدارند تمایل نشان نمی دهند و این دگرگونی دشواریهایی را هم برای دیگران وهم برای خود آنها به همراه می آورد. این دشواری ها مسلما بر روابط آنهاتاثیر می گذارد و احتمالا درگیری هایی را به وجود می آورد که نتیجه آنناسالم شدن محیط زندگی خواهد بود. پس لازم است که اطرافیان این واقعیت هارا بدانند و خیال نکنند که افراد مسن از روی عمد یا لج بازی از خوردن بعضیغذاها امتناع می ورزند.

سوء تفاهم و شناخت مردم درباره پیری و پیران

برخلافعقیده عمومی مردم اغلب پیران خیلی خوب و زود تغییرات زندگی را از جوانی ومیانسالی به پیری می پذیرند و به سهولت قبول می کنند که دوره جوانی آنهاگذشته است و باید اکنون در۶۵،۷۰ سالگی طرز زندگی نوینی را بپذیرند، ولی بهاقتضای سن و زمان نباید بکلی حرکت و جنبش و ورزش و خوشی و شادکامی جوانی ومیانسالگی را ترک کنند و گوشه گیری و دوری از اجتماع و فرار از معاشرت بادوستان و همسالان را اختیار کنند.

باید بدانیم که پیری مشکل و مسئلهدشواری نیست بلکه در واقع ورود به آخرین مرحله در دوران عمر و زندگی است. پیری پس از جوانی یک عالم دیگر نیست پیری هم مانند مراحل گذشته زندگی بهسهم خود هم لذت و هم رنج و الم دارد ، هم حسن و محسنان زیادی را شامل استو هم سختی و ناتوانی دارد. اما در بسیاری از جوامع انسانی مردم پیران رابه چشم بیچاره،ناتوان ، تنها، بی فایده و بیکار نگاه می کنند

ولیحقیقت امر این نیست و این گونه عقاید و تصورات واهی بلکی خطاست زیرا اغلبمردان و زنان بیش از ۶۰،۶۵،۷۰ سال و حتی به بالا از لحاظ بهداشت و صحتمزاج و بدن و خور و خواب و رفتار و گفتار کاملا عادی و سالمند و می توانندفعالیت ها و کارهای معمولی و مربوط به خودشان و حتی افراد جوان خانواده راانجام دهند و همواره تنهایی خودشان را غالبا به تالیف و ترجمه و تحقیق وتدوین آشکار علمی و ادبی و هنری می گذارند. بنابراین باید بدانیم که

اندیشههای نادرست در مورد پیران باعث رنجیدن افراد سالخورده می شود و حتی گروهیاز آنان را به قبول این باورهای نادرست درباره خود وا می دارد بیشتر پیرانتا ماههای آخر عمر خودتواناییهای قابل ذکری دارند و هرگز نباید آنان را ازبسیاری از عرصه های زندگی کنار گذاشت. در عین حال نباید انتظارات بیجا ازسالخوردگان داشت.
http://www.gtoap.com

افسردگی در سالمندان

مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ توسط :   موضوع: : مراقبت از سالمندان, روی خط خبرگزاری ها

افسردگی به عنوان یکی از معمول ترین مسائل احساسی و عاطفی در سنین سالمندی است. طبق تحقیقات انجام یافته مشخص گردیده است که این حالت در ۱۲ درصد سالمندانبستری در بیمارستان وجود داشته است و ۱۵ تا ۱۶ درصد افرادی که دربیمارستانهای خصوصی و خانه سالمندان بستری هستند از این بیماری رنج میبرند .

(منبع مجموعه مقالات سالمندی ص ۵۸ )این بیماری را چنین تعریف میکنند از بین رفتن علاقه و تمایل نسبت به انجام فعالیت های معمولی وتفریحات و سرگرمی ها.

علایم افسردگی عبارتند از:

کاهشاشتها، بی خوابی و یا خواب زیاد ،از دست دادن انرژی ،خستگی و بیزاری،اضطراب و تشویق ، کندی در انجام فعالیت ها، از دست دادن علاقه و یا فقداناحساس خشنودی رضایت و لذت نسبت به فعالیت ها معمولی و همیشگی ، ابرازشکایت و سرزنش خود و یا محکوم کردن بی مورد خویش، گله و شکایت از کاهشقابلیت تفکر و تمرکز گرفتن تصمیماتی در مورد خود کشی.

اغلب اوقات این موارد منجر به کاهش میل به غذا و بی اشتهایی می شود.

همچنین این مورد شامل خستگی های جسمی نیز هست که موجب عدم در خواست غذا ازطرف فرد خواهد شد.

بنابراین بیماران افسرده به طور قابل ملاحظه ای در معرضخطر ابتلا به سوء تغذیه قرار دارند.

به طور کلی دلایل به وجود آمدن افسردگی در افراد سالمند ناشی از فقدان چند مورد ذیل است

– مرگ همسر یا دوست

– اختلال در انجام وظایف

– از دست دادن آزادی و استقلال و اتکا به نفس

– کاهش و فقدان اراده و تصمیم گیری

تقریبادر همه افراد افسرده درجاتی از غمگینی شدید یا ناشادمانی که دامنه آن ازیک مالیخولیا و اندوهگینی متوسط تا ناامیدی شدید در نوسان است گزارش کردهاند. این نوع غمزدگی ممکن است توسط فرد به صورت نومیدی شدید، تنهایی یادلگیری توصیف شود.

افرادی که افسردگی ملایم یا متوسط دارند ممکن استاز طریق سردادن گریه آن را بروز دهند، اما افرادی که دچار افسردگی شدیدهستند اغلب اظهار می دارند دوست دارند گریه کنند، اما نمی توانند.

دراغلب موارد افسردگی به کاهش انگیزه همراه است .انرژی فرد کاهش یافته و فردبدون انجام دادن کار همواره احساس خستگی و فرسودگی می کند. فرد افسردهاحساس گناه دارد و فکر ی می کند موجود بی ارزشی است و نسبت به توانمندی واستعداد و قابلیت های خویش بی اعتنا است و آنها را دست کم می گیرد.

ازنگاه پیران افسرده زندگی آنان بر اساس تفکری که به آن دچار شده اند حاصل وثمری در بر نداشته است . کاهش انگیزه و بی تفاوتی را در اغلب افراد مبتلابه اختلال افسردگی به ویژه پیران می توان مشاهده نمود.

افسردگی دردوران پیری در زنان حدود چهل سالگی و در مردان حدود پنجاه سالگی بروز میکند، در ضمن این افراد ممکن است سابقه افسردگی قبلی نداشته باشند تا ایناواخر پژوهشگران بر این باور بودند که تغییرات جسمانی که در موقع یائسگیدر زنان بروز می دهد علت اصلی ایجاد پسیکوز پیری است. اما مطالعات ومشاهدات کلینیکی انجام شده نشان داد که تغییرات متابولیسم بدن تنها دلیل ویاحتی مهم ترین علت بروز پیسیکوز پیری نیست.

سن چهل سالگی به بعددورانی است که همه افراد چار مسایل و مشکلاتی می شوند، اما برخی از افرادبه دلایل متعدد و گوناگون توان مقابله با مشکلات زندگی و سازگاری با آن رااز دست میدهند .برخی از زنان و مردان در سنین بالا ممکن است احساس کنند کهقوای آنان تحلیل رفته و به فردی بی مصرف تبدیل شده اند، به اصطلاح تاریخمصرف آنان سپری شده و مورد نیاز نیستند بنابراین احساس پوچی نموده و خودرا عاطل و باطل می پندارند.

اغلب افراد سالخورده توانایی انطباق باواقعیت های زندگی را دارند، اما برخی از آنها به دلایل متعدد قادر به تحملواقعیت ها نبوده و خاطری افسرده پیدا می کنند و بدین ترتیب افسردگیآنان(به مصداق افسرده دل ، افسرده کند انجمنی را) موجب ایجاد مشکل درخانواده می شود

پس:

می توان با تشخیص زود هنگام و درمان اساسیاز افسردگی در سالمندان از ایجاد هر گونه مشکل بین افراد سالخورده ونزدیکان آنان جلوگیری بعمل آورد.

« Previous PageNext Page »